به رنـگ و بـوی بـهـار ای فـقیر قانـع بـاش

به رنـگ و بـوی بـهـار ای فـقیر قانـع بـاش




چـو باغـبان نـگـذارد که سـیـب و گـل چیـنی

#سعدی #در_شهر
دیدگاه ها (۱)

سعـدی چو جورش می‌بری نزدیکِ او دیگر مرو.. 🌸ای بی‌بـصر! من می...

روزی خواهد آمدکه عشقبر فراز درختان اساطیریپرواز سیمرغ می‌کند...

از عصر کاهگلیتا بوی اب و گلاز افتادن صدای نارنج در دل ارام ح...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

🍃🍒کجایی ماه مغرورم؟ در این شبها پناهم باشدر این شبهای بی نور...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

عاشقانه های شبنم

وَیلَتَی لَیتَنِی لَم اَتَخِذ فُلَاناً خَلِیلاً (فرقان/29) م...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط