هر زمانی بیادش می افتم
هر زمانی بیادش می افتم
همچو روزگار جوانی
برای تسکین زخمهایم
تنهایی به سر چشمه می روم
درد دلم رو به دست موجهای کوچکش می سپارم
این شعر رو براش با دکلمه یا با آواز می خوانم
ای چشمه :تو میعادگاه فرشتگانی
تو آینه آسمانی
خون دل کوههای سخت و مرتفع هستی
ای چشمه : کاش آن چیزهای که من می دانم تو هم می دانستی
چون جای پاهاش پیش تو به جا مانده
ای چشمه :
تو شاهد شکوفه دادن عشقی آسمانی بودی
قاتل من دستهایش را در توشست
خون دلم در درون آب چشمه ریخت
به همراه خنده عشق
میمردم و نمی فهمیدم
ای چشمه ای چشمه
همچو روزگار جوانی
برای تسکین زخمهایم
تنهایی به سر چشمه می روم
درد دلم رو به دست موجهای کوچکش می سپارم
این شعر رو براش با دکلمه یا با آواز می خوانم
ای چشمه :تو میعادگاه فرشتگانی
تو آینه آسمانی
خون دل کوههای سخت و مرتفع هستی
ای چشمه : کاش آن چیزهای که من می دانم تو هم می دانستی
چون جای پاهاش پیش تو به جا مانده
ای چشمه :
تو شاهد شکوفه دادن عشقی آسمانی بودی
قاتل من دستهایش را در توشست
خون دلم در درون آب چشمه ریخت
به همراه خنده عشق
میمردم و نمی فهمیدم
ای چشمه ای چشمه
- ۱.۴k
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط