همه ے حواسم را ..!

همه ے حواسم را ..!

جمع میڪنم تا خیالٹ را
ڪم ڪنم ...

اما ٹمام یادٹ در” مڹ ” ..!

ضرب میشود و “ مڹ” ..!

ٹقسیم میشوم در “ ٹو ” ...

می بینی ..؟

عجب دنیاے بی حساب و
ڪٹابی سٹ...
دیدگاه ها (۵)

آن شب، عمارت جیمین برخلاف همیشه آرام بود.جلسه‌های روز تموم ش...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

Part "68"☆ویو راوی☆عقربه‌های ساعت روی دیوار عمارت از نیمه‌شب...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

شروع ✨کامیل که هنوز سر پا بود قدم هاشو سریع برداشت و خودشو ب...

به زیباییه مشکی

همه ے حواسم را ..!. جمع میڪنم تا خیالترا ڪم ڪنم ... ا...

همه ی حواسم راجمع میکنم تا خیالت را کم کنم  اما تمام یادت در...

همه ی حواسم را جمع میکنم تا خیالت را کم کنم اما تمام یادت در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط