{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای آنکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟

ای آنکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟
بیــگانه شدی ، دست مریـــزاد ، کجایی ؟
در دام تــوأم ، نیست مـــرا راه گـریـزی
من عاشق ایــن دام و تو صیّاد ، کجایی ؟
محبوس شدم گوشه ی ویـرانه ی عشقت
آوار غمت بـر ســـرم افتـــاد ، کجایی ؟
آســودگی ام ، زنــدگی ام ، دار و نـدارم
در راه تــو دادم همه بـر باد ، کجایی ؟
اینجا چه کنم ؟ ازکه بگیرم خبرت را ؟
از دست تــو و ناز تو فریاد ، کجایی ؟
دانم که مــرا بی خبـــری می کشد آخر
دیــــوانه شــدم خانه ات آباد ، کجایی ؟
دیدگاه ها (۱)

بی تو خزان ِ عمر ِ من از راه میرسد پایان ِمن چه ساده و جانک...

امشب غزل! مرا به هوایی دگر ببرتا هرکجا که می بردت بال و پر ب...

ای دل به تو گفتم که مرو از پی دلداردیوانه شوی نیست ترا مونس ...

بر ما چه رفته است که دل مرده ایم ما؟دل را به میهمانی غم برده...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

شعر و غزل

عاشقانه های شبنم

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط