سرشب یه زنه زنگ زده به منوتو میگه رفتم تجریش کلی مردم اوم

سرشب یه زنه زنگ زده به منوتو میگه رفتم تجریش کلی مردم اومده بودند خرید میکردند و می‌‌خندیدند انگار شب عیده ...
بعد ادامه داد انگار اصلا مردم نمی‌دونند انقلابه و همه جا اعتصاباته و رژیم داره عوض میشه مردم خجالت نمی‌کشند ... .

👈 جالبه خودش میگه همه مردم خرید میکردند و فقط این خرید نمیکرده بعد میگه همه جا اعتصابه😳
#اعتصاب_خیالی

#حسین_دارابی 👈 عضوشوید
@hosein_darabi
دیدگاه ها (۰)

سفیران سلامت پارت ۷۰

✔✔ بخونین جالبه✔✔ دوستعشقم یا رفیقم.؟.........دو تا رفیق بود...

زندگی رویایی:پارت ۴۴ویو ا.ت:-منم دوست دارم بهش لبخند زدم ته ...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}​𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟭​[ویو تهیونگ]پسره با صدای...

"20" سر کوچه ی مترو صادقیه پاتوقمون بود!!خیلی وقتا اونجا دعو...

داستان عاشقانه خنده داراینبار میخوام خاطره یکی از دوست دخترا...

داداش دارا تایید میکنن؟╭────── · · ୨୧ · · ──────╮  𓆩 ♡ 𓆪 𝑀𝑜...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط