{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*(توصیف لحظات مرگ دنیا پرستان)*

*(توصیف لحظات مرگ دنیا پرستان)*

*(مولانا امیر امیرالمومنین علی علیه السلام)*

*(بسم الله الرحمن الرحیم)*

پس آنچه بر ایشان فرود آمد،(بدان گونه عظیم و
هولناک است که) نمی توان به وصف آن پرداخت
،بیهوشی مرگ و اندوه از دست رفتن دنیا و لذت های آن،بر آنها گرد آمد...،
و در اثر آن،دست و پایشان،سست گردید و رنگشان دگرگون شد.....!
اثر ورود مرگ بر ایشان،فزونی گرفت و میان یک یک آنها با سخن گفتن او جدایی افکند،(زبان از سخن گفتن باز ماند)...،
به راستی او در میان خانوادهٔ خود می باشد..،
با چشمانش نگاه می کند و باگوش هایش می شنود.عقلش سالم و ادراکش باقی است....!
در این می اندیشد که عمر خود را در چه راهی تباه کرده و روزگار خود را در چه چیزی سپری کرده است....!
به یاد می آورد که اموالی را که گرد آورده،در حلال و حرام بودن آنها نیندیشیده و از پرداختن به این امر چشم پوشی کرده است...،
او آنها را از راه های نا معلوم و از راه های شبهه ناک به دست آورده، که به تحقیق زیان ها و رنج هایی که به دنبال آن خواهد بود، بر ذمّهٔ آن وارد آمده است....!
و اینک خود مشرف برجدا شدن از آن اموال است.آن مال برای بازماندگان و وارثانش باقی می ماند،که در آن زندگی خوش و مرفهی را می گذرانند،و ازآن بهره مند می گردند....!
پس خوشی و گوارایی زندوی برای غیر اوست،
اما بار گناه بردوش اوست،وهمچون اموالی است که دیگری رهن گرفته و رهن گیرنده حق تصرف آن را دارد.....!
آنگاه مرگ پیوسته در اعضای بدن او ریشه می دوانید تا اینکه گوش و زبانش به هم آمیخت،ودر ناتوانی هماهنگ گردید....!
پس او در میان خانواده اش چنان شد که نه با زبانش سخن می گفت و نه با گوشش می شنید.!
دیدگانش را برای نگاه گردن به چهره افراد خانواده خود می گردانید....!
حرکات زبان ایشان را می دید....!
اما آهنگ صدایشان را نمی شنید...!
سپس چسبیدن مرگ به او فزونی یافت...،
چشمانش همانند گوشش بسته شد و از کار افتاد
وجان از تنش بیرون رفت....!
پس او در میان خانواده اش همچون لاشه ای گردید که از نزدیک شدن به آن دچار وحشت می شدند،و از وی دوری می گزیدند...!
نه با گریه کنندگان هماهنگی می نماید و نه به کسانی که او را بخوانند پاسخ می دهد...!
*آنگاه اورا به محلی از زمین که برای وی آماده ساخته بودند،حمل کردند(گور و لحد)و او را به اعمالی که از وی سرزده سپردند،و رفتن به دیدار او را قطع و ترک کردند......*
دیدگاه ها (۱)

السلام علیک یابن طاهاع

سوگند عشق...پنج سال پیش، چویا ناکاهارا با رازی بزرگ از زندگی...

🍃یاعلیُّ ياعلىُّ ياعلىُّ💎 در باب علم امام و معجزات امام عسكر...

𓍯 𝒾𝒹𝑒𝒶𓂃 ژانر و تم‌ها:Romance / Dark Academia / Age Gap / Sec...

﷽♦️اگر پزشکیان تعارفاتش از روی صداقت، نیاز و همدلی بود باید ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۳‌آنیا حس کرد که زمی...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

#در_آغوش_شیطان🩸 خلاصهدر جهانی که مرز میان انسان‌ها و موجودات...

### 🖤 پارت ۲: آغاز شکارخبر دزدیده شدن جیمین و جونگ‌کوک مانند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط