{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
.
من بہ پایان آمدم از این هـمہ آوارگی
نام این آوارگے را مینهـادند زندگی
زندگے بر من تماشاے بہ هـر روزش عذاب
بخت بے وجدان من تا بے نهـایت غرق خواب
شب درو ڪرد از ازل هـر روزهـاے خوب من
شد تماشایے بہ این تقدیر غصہ صف شڪن
من تمامآ میروم با آرزو بر زیر خاڪ
این نمودار من است از روز اول شد هـلاڪ...!!!
.
.
ترانہ از
محمد اڪبرجانی
.
🎀 🎀 🎀
دیدگاه ها (۱۲)

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

پارت: 4 (بخش3) **زاویه دید: زین**شما دو نفر هم مسئول تمیز کر...

اتاق ساکت سیصدو هفت

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 12 جک ویودر رو باز ...

..بے واژہ هـر لحظہ از اینتقدیر شومم بگذریگویا بہ این بیگانگی...

..بے انتهـاے شبتصویر فاجعهـهـر جا بہ هـم رسیدیعنے ڪہ فاصلهـل...

..آخرش چشماے زهـر آلودشو گم میڪنممن نمیتونم ڪنارش باشم هـر ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط