[P7]
[P7]
(عمارت بونتن³)
ا/ت: خوب اولین بار که حمله کردن من تو نستم بخواطر تعداد کمشون از پا درشون بیارم و برای اینکه بتونم تیر رو از جلیقه ها رد کنم تقریبا 6 تا خشاب پر از دست دادم بعدش رفتم و جلیقه ها رو از تنشون در اوردم و بردم تا ازمایشش کنم خشاب برداشتم وشلیک کردم به قسمت سالم شلیک از فاصله ی نزدیک متوسط دور رو امتحان کردم برای فاصله ی دور یا فاصله 3 متری نیاز داریم به 6 تا خشاب برای رد کردن تیر از جلیقه برای فاصله ی متوسط نیاز داریم به 3 تا خشاب برای رد کردن تیر و برای فاصله ی نزدیک 3 تیر چون اون جلیقه ترکیبی از سه جلیقه ی قوی تشکیل شده
مایکی: که اینطور.... چجوری این همه اطلاعات تو ذهنت مونده؟
ا/ت: یاداشت کردم...اینم کتابم*کتابش رو از داخل کیفش در میاره میده دست مایکی*
مایکی: هم...*کتاب رو باز میکنه و میبینه کل صفحه ها پر شده از اطلاعات اسلحه و سلاح سرد*تو همه ی اینا رو نوشتی؟
ا/ت: اره ببخشید اگر دست خطم بده
مایکی: دست خطت به طور واضحه و کاملا میتونم بخونم...
ا/ت: هوف خداروشکر
مایکی: خوب.... عه
*ا/ت از شدت استرس درحال خوردن شوکولاته*
ران و ریندو*خنده ی ریز*
سانزو: ا/ت یاد اوریت کنم که جلوی رئیس بونتنی؟
ا/ت: ببخشید...ببخشید من خوب وقتی استرس میگیرم یه چیز شیرین میخورم تا حالم بهتر شه😅
مایکی: خوب...فکر کنم سطح هوشت بهمون کمک کنه خیلی از کار ها رو سریع تر انجام بدیم
ا/ت: ✨✨
مایکی: سانزو و هایتانی ها...شما ها رو مسئول مراقبت از ا/ت میکنم
ا/ت:؟؟؟
سانزو: مایکی!؟.. الان یعنی ا/ت عضو بونتنه؟
مایکی: اره تقریبا باید ببینم چقدر بهمون کمک میکنه...
سانزو: هم که اینطور
مایکی: و حالا ا/ت یه مسئله هست که باید دربارش جمع اوری اطلاعات و تمام حدس هایی که بهش نزدیکه رو بهم تحویل بدی...
ا/ت: چشم!
کوکونوی: تا حالا همچین دختری ندیدم
کاکوچو: اشنا میزنه نه؟
کوکونوی: یجایی دیدیمش...
تاکئومی: هی الان اون دختر گفت منطقه ی سوتوکو؟
کوکونوی: اره...هی نگو که این همون دخترست که از داخل دوربین دیدیمش؟!
کاکوچو: شاید از این زاویه دید کع خیلی شبیه اصلا کپی برابر اصله
تاکئومی: قبول دارم
ران: خوب ا/ت قبل از اینکه شروع کنی به جمع اوریه اطلاعات باید اینجا اتاقت رو درست کنی طراحیش با خودته
ریندو: شاید به عنوان یه دختر بخوای رنگ صورتی یا بنفش انتخاب کنی
ا/ت: سیاه و ابی و قرمز تیره رو دوست دارم!
سانزو: مثل اینکه علاقت شبیه به بغیه ی دختر عا نیست...
ا/ت: شاید
☆
ا/ت طراحیه اتاقش رو میکشه و تحویل به سانزو میده ران و ریندو هم میان طراحی رو نگاه میکنن طراحیه اتاق واقعا جالب بود از طرح دیوار ها تا دکوراسیون.. شکل تخت و کمد جوری که تخت و کمد ساخته میشه
☆
ران:عااا طراح داخلیه اتاق واقعا جذابه
ریندو و سانزو: قبول دارم...
~
(عمارت بونتن³)
ا/ت: خوب اولین بار که حمله کردن من تو نستم بخواطر تعداد کمشون از پا درشون بیارم و برای اینکه بتونم تیر رو از جلیقه ها رد کنم تقریبا 6 تا خشاب پر از دست دادم بعدش رفتم و جلیقه ها رو از تنشون در اوردم و بردم تا ازمایشش کنم خشاب برداشتم وشلیک کردم به قسمت سالم شلیک از فاصله ی نزدیک متوسط دور رو امتحان کردم برای فاصله ی دور یا فاصله 3 متری نیاز داریم به 6 تا خشاب برای رد کردن تیر از جلیقه برای فاصله ی متوسط نیاز داریم به 3 تا خشاب برای رد کردن تیر و برای فاصله ی نزدیک 3 تیر چون اون جلیقه ترکیبی از سه جلیقه ی قوی تشکیل شده
مایکی: که اینطور.... چجوری این همه اطلاعات تو ذهنت مونده؟
ا/ت: یاداشت کردم...اینم کتابم*کتابش رو از داخل کیفش در میاره میده دست مایکی*
مایکی: هم...*کتاب رو باز میکنه و میبینه کل صفحه ها پر شده از اطلاعات اسلحه و سلاح سرد*تو همه ی اینا رو نوشتی؟
ا/ت: اره ببخشید اگر دست خطم بده
مایکی: دست خطت به طور واضحه و کاملا میتونم بخونم...
ا/ت: هوف خداروشکر
مایکی: خوب.... عه
*ا/ت از شدت استرس درحال خوردن شوکولاته*
ران و ریندو*خنده ی ریز*
سانزو: ا/ت یاد اوریت کنم که جلوی رئیس بونتنی؟
ا/ت: ببخشید...ببخشید من خوب وقتی استرس میگیرم یه چیز شیرین میخورم تا حالم بهتر شه😅
مایکی: خوب...فکر کنم سطح هوشت بهمون کمک کنه خیلی از کار ها رو سریع تر انجام بدیم
ا/ت: ✨✨
مایکی: سانزو و هایتانی ها...شما ها رو مسئول مراقبت از ا/ت میکنم
ا/ت:؟؟؟
سانزو: مایکی!؟.. الان یعنی ا/ت عضو بونتنه؟
مایکی: اره تقریبا باید ببینم چقدر بهمون کمک میکنه...
سانزو: هم که اینطور
مایکی: و حالا ا/ت یه مسئله هست که باید دربارش جمع اوری اطلاعات و تمام حدس هایی که بهش نزدیکه رو بهم تحویل بدی...
ا/ت: چشم!
کوکونوی: تا حالا همچین دختری ندیدم
کاکوچو: اشنا میزنه نه؟
کوکونوی: یجایی دیدیمش...
تاکئومی: هی الان اون دختر گفت منطقه ی سوتوکو؟
کوکونوی: اره...هی نگو که این همون دخترست که از داخل دوربین دیدیمش؟!
کاکوچو: شاید از این زاویه دید کع خیلی شبیه اصلا کپی برابر اصله
تاکئومی: قبول دارم
ران: خوب ا/ت قبل از اینکه شروع کنی به جمع اوریه اطلاعات باید اینجا اتاقت رو درست کنی طراحیش با خودته
ریندو: شاید به عنوان یه دختر بخوای رنگ صورتی یا بنفش انتخاب کنی
ا/ت: سیاه و ابی و قرمز تیره رو دوست دارم!
سانزو: مثل اینکه علاقت شبیه به بغیه ی دختر عا نیست...
ا/ت: شاید
☆
ا/ت طراحیه اتاقش رو میکشه و تحویل به سانزو میده ران و ریندو هم میان طراحی رو نگاه میکنن طراحیه اتاق واقعا جالب بود از طرح دیوار ها تا دکوراسیون.. شکل تخت و کمد جوری که تخت و کمد ساخته میشه
☆
ران:عااا طراح داخلیه اتاق واقعا جذابه
ریندو و سانزو: قبول دارم...
~
- ۱۶.۸k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط