{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگار

ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگار
دل به تو بستیم و آخر ، دل شکستی روزگار
خوب بودم پس چرا کاتب برایم غم نوشت
کی روا باشد جوابم ،با بدی ای روزگار
فارغ التحصیل دانشگاه درد و غصه ام
بهر شاگردت عجب، سنگ تمامی روزگار
گر برای دیگران مثل بهاران سبز سبز
بهر من پاییزی و ،فصل خزانی روزگار
میکنم دل خوش به هر چیزی حسودی میکنی
مثل رهزن میزنی، بر خنده ام چنگ روزگار
کاش می گفتی ز آزارم چه حاصل میشود
وای عجب بی معرفت ،اهل جفایی روزگار
چون پرنده با چه شوقی لانه بر هم میزنم
دست بی رحمت کند خانه خرابم روزگار
چرخ گردون با دلم نامهربان باشد ولی با
همه دردوغمت بازم بسازم روزگار...... :
دیدگاه ها (۴)

باز منم تنها باز منم با شکستن ها و دم نزدنها...خدایا خداوندا...

خدایا بحق این ماه مبارک قسمت میدم کمکم کن خیلی خرابم اخه چرا...

جیگر خالشه مهشید جونم

عاشقتیم پروفسور

ما که رقصیدیم به هرسازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر دل...

ما که رقصیدیم به هر سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم وآخر، د...

ما که رقصیدیم به هر سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم وآخر، د...

که رقصیدیم به هرسازی زدی ای روزگار...دل به تو بستیم و آخر دل...

که رقصیدیم به هرسازی زدی ای روزگار...دل به تو بستیم و آخر دل...

ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر ...

ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر ...

ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر ...

ما که رقصیدیم به هر، سازی زدی ای روزگاردل به تو بستیم و آخر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط