نماز آیات می خوانم هر روز از هراس ندیدنت.
نماز آیات می خوانم هر روز از هراس ندیدنت.
وحشتی دارد نبود وحشیانه ترین انقراض تاریخ. و این که گفتم، توصیف نبودِ چشمانت بود. بانو جان... بانو... در کرانه آسمان وقتی ابرها به لجبازی از رنگ ها در هم می پیچند، برای من لبخند بزن و بگذار در قاب چشمانم عکسی از تو بگیرم کنار ابرها. انگار ایستاده باشی تا با آسمان، عکس دسته جمعی بگیری و چه سنگین می شود چشمانم بعد از این قاب. و مدام... مدام خواب به چشمم می آید که تو را بیاورد که داری می خندی، می دوی و من به آسودگی، نگاهت می کنم. و چه عالی می شود بدانم نه کسی منتظرت هست و نه کسی منتظر خنده هایت. نماز آیات می خوانم هر روز از هراس ندیدنت...
وحشتی دارد نبود وحشیانه ترین انقراض تاریخ. و این که گفتم، توصیف نبودِ چشمانت بود. بانو جان... بانو... در کرانه آسمان وقتی ابرها به لجبازی از رنگ ها در هم می پیچند، برای من لبخند بزن و بگذار در قاب چشمانم عکسی از تو بگیرم کنار ابرها. انگار ایستاده باشی تا با آسمان، عکس دسته جمعی بگیری و چه سنگین می شود چشمانم بعد از این قاب. و مدام... مدام خواب به چشمم می آید که تو را بیاورد که داری می خندی، می دوی و من به آسودگی، نگاهت می کنم. و چه عالی می شود بدانم نه کسی منتظرت هست و نه کسی منتظر خنده هایت. نماز آیات می خوانم هر روز از هراس ندیدنت...
- ۷۹۸
- ۱۱ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط