کوچه ی دلم را برای عبور نگاهت آب و جارو کرده ام

کوچه ی دلم را برای عبور نگاهت آب و جارو کرده ام

دیگران با عبور لحظه ها می آیند و می روند

و این چشمان توست که عبورش جاودانه است

در میهمانی لحظه های با تو

دستانت خالی بود

اما نگاهت پر از شوق

و قلبت پر از احساس

از تو هیچ نمی خوام

جز نیم نگاهی پر از شوق و احساس

تو گفتی خداحافظ من شنیدم به امید دیدار

تو دل کندی از من و من دل بستم به تو

تو از کنارم رفتی اما خاطرت در قلبم حک شد

چه قصه ی عجیبی است قصه ی عشق

افسوس که زندگی فقط اندیشه های زیبا نیست
دیدگاه ها (۱)

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنمدل به تو بستم شدی لیلی...

قسمتی از سفرم به کردستان

عاشقانه های شبنم

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط