.

.
لعن علنی ؛ ثواب....... یا تفرقه
.
.
.
ابوحنيفه (پيشواي اهل سنت) نزد امام صادق (ع) رفت و عرض كرد:
«گروهي از شيعيان، از سه خليفه نخست بشدت بدگويي و اعلام بيزاري ميكنند
و مدعي هستند كه شما چنين توصيه اي به آنان كرده ايد»
امام صادق (ع) فرمودند: «واي بر تو! من چنين چيزي نگفته ام»
ابوحنيفه گفت: اگر نامه اي برايشان بنويسيد، از اين كار دست بر مي دارند

از آنجا كه امام صادق (ع) براستي از تصريح مردم كوفه به لعن بزرگان اهل سنت ناخشنود بودند،شخصاً نامه اي نوشتند و
توصيه هاي فراواني به شيعيان كردند.
از جمله اينكه:
بايد با اهل سنت خوشرفتاري كرده،
از تظاهر به دشنامگويي خودداري كنند.
زيرا چنين رفتار ناشايستي جز اينكه طرف مقابل را
به «مقابله به مثل» وادار كند سودي نخواهد داشت.

از آن پس شيعيان آن نامه را در جايگاه نماز خود قرار ميدادند
و بعد از نماز ميخواندند و تلاش مي كردند به آن پايبند باشند.
----------
منابع حديث فوق (از كتب بسيار معتبر شيعه):
1- كتاب «علل الشرايع»، شيخ صدوق، ج 1 باب 81 ص 91
2- «الكافي»، ج 8 ص2 تا14 محمد بن يعقوب كليني
3- «بحار الانوار»، جلد 71 باب 14ص217 علامه مجلسي
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش پایانی)

🎬 رسم غلط سفره‌داری در عزا | سنت دین چیست؟!در این کلیپ و صوت...

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

🔴 اتفاقاتی که در حین نماز خواندن می‌اُفتد و مردم از آن بی‌خب...

.⭕️ ما به امام صادق (علیه‌السلام) خیلی بدهکاریم...امروز ۱۷ ر...

شب اول قبر به فریادت برسه بنویس یاحسین(به یاد آور) روزی را ک...

بسم الله الرحمن الرحیم امام حضرت عسکری (ع) فرمود : لَیْسَتِ ...

♨️ما که نخواهیم بود در آن روز قاعدتا!امام شهید خامنه‌ای:بنده...

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط