{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حس میکنم اون تواناییِ نوشتن رو از دست دادم ، مغزم دیگه کِ

حس میکنم اون تواناییِ نوشتن رو از دست دادم ، مغزم دیگه کِشِش نداره ، حس میکنم حتی از قَبل هم اوضام بَدتر شده ، زودتر از هروقته دیگه‌ای عصبی میشم ، کم‌ حرف شدم ، نمیتونم حتی شده برای یک لحظه فکر نکنم ، همیشه توی سرم شلوغه ، همیشه استرس دارم ، با اینکه میدونم تهش چی میشه ، ولی بازم نگرانِ نتیجه‌ام ، بیشتر از هر وقتِ دیگه‌ای نیاز به کمک دارم ، از خودم نااُمید شدم و هیچی بَدتر از این نیست ، فقط میزارم که بگذره ، که برسه به تَهش ، تا تموم شه ، تموم شم...
دیدگاه ها (۲۷)

و دقیقا وقتی فهمیدم چطور عاشقت شدم که ازت ناراحت و عصبانی بو...

سلام دخترا ... روزتون بخیر ، میخواستم باهاتون صحبت کنممن دیگ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_15نکنه کاری کردن؟نکنه علاقه ...

خب...بر خلاف روز های دیگه خالتون امروز سرحال نیست..امروز با ...

بعد اون شب که بدون خداحافظی رفتیمیدونی هیچوقت مثل سابق نشدم...

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

the missing link part⁸4سال بعد که درسش تموم میشه برای کار بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط