حس میکنم اون تواناییِ نوشتن رو از دست دادم ، مغزم دیگه کِ

حس میکنم اون تواناییِ نوشتن رو از دست دادم ، مغزم دیگه کِشِش نداره ، حس میکنم حتی از قَبل هم اوضام بَدتر شده ، زودتر از هروقته دیگه‌ای عصبی میشم ، کم‌ حرف شدم ، نمیتونم حتی شده برای یک لحظه فکر نکنم ، همیشه توی سرم شلوغه ، همیشه استرس دارم ، با اینکه میدونم تهش چی میشه ، ولی بازم نگرانِ نتیجه‌ام ، بیشتر از هر وقتِ دیگه‌ای نیاز به کمک دارم ، از خودم نااُمید شدم و هیچی بَدتر از این نیست ، فقط میزارم که بگذره ، که برسه به تَهش ، تا تموم شه ، تموم شم...
دیدگاه ها (۲۷)

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_22 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄حس ...

به زیباییه مشکی

پدر خوانده فصل دو

خب...بر خلاف روز های دیگه خالتون امروز سرحال نیست..امروز با ...

https://wisgoon.com/jounkookjk-v چجوری همش توضیح بدم بگم بهت...

درود بچه ها حس میکنم واقعا فراموش شدم... طوری که انقدر توی و...

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

کپشننننننن گلایی نازمم🎀😫عروسک من😈🔞پارت شصت و هشت -برگرد عروس...

اورنوس🌀من همیشه تنها بودم مثل شبنم روی برگ و گوشه گیر مثل در...

سناریو باچیرا پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط