#کوبانی

#کوبانی
با تفنگ اگر نشد با قلم می شود
*
مـن امشب زار و حیـــــران گریه کردم
بـه دور از اســب و میــدان گریه کردم
برای درد کـــــــوبانی عــــــــــــزیزان
زبــان در بنــــد عصیــــــان گریه گردم
چــو دامــادی کــه در سنـگر نشسته
بـــرای نــو عـــــــــروسان گریه کردم
چــــو رگـــبار مسلسل نیمه ی شب
به سـوگ و مــرگ شیـران گریه کردم
بــه نــوک دشنــه ی ابــلیس داعـش
دمــی افتــان و خیــــــزان گریه کردم
برای کــــــودک درمــــــــانده در شب
به دور از چشــــــم خوبان گریه کردم
تفنگی بوســه بــــر خــــــاک وطن زد
شـــدم گــــــریان و خندان گریه کردم
کنـــار سنــــگر سنــــگر نشینــــــان
چنیـــن با ســوز و حـرمان گریه کردم
شهیــــد مــــرد و زن خــانه به خــانه
زمیــن بهـــــــر شهیـــدان گریه کردم
چـــو دیــدم دختری در خــــون شناور
شبیــه بـــــــاد و بـــــاران گریه کردم
کنــــار بیــــــــرق خـــونین مــــــردان
بــر این تـــابوت ایمــــــــان گریه کردم
به خون آغشته شــــد مویی پریشان
شــــدم ســـــر در گریبان گریه کردم
بــرای مـــرد کــــــــورد خفته در خون
بســـــی زار و پریشـــــان گریه کردم
گلوله ســاز و تن در رقص مرگ است
بر این چشمــــــان رقصان گریه کردم
جهـــان در خـــــواب غفـــــلت آرمیده
بــرای درد انســـــــان گــــــریه کردم
دو دستـــــم بسته و زنجیـــــــر بر پا
پـــــریشان بــر عـــــزیزان گریه کردم
ولــی بــا ایــن قلـــم همــراه دفتـــر
بـــدان بــر رنـــــج یــــاران گریه کردم
دیدگاه ها (۶)

کودکانی که به دستور ترامپ جنایتکار و ارتش آمریکا در زمانیکه ...

#My_deity#part1☆ویو پسرِ خدا☆ لنگان لنگان به سمت جنگل رفتم د...

Twenty four

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

پارت ۴۹ — آخرین دیداریونگی چند دقیقه همان‌جا ایستاده بود.انگ...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ویو میکا_____نگاهم افت...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

^o^) (^o^)دختر کوچولو از جا پرید. جوری که انگار وحشتناک ترین...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط