{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.........

.........
بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از باد
ای فاتح بی لشگر من خانه ات آباد

تا کی بنویسم که تو می آیی و هر بار
قولِ "سرِ خرمن بدهی" ، دست مریزاد

حافظ به تمسخر به دلم گفت فلانی
دیریست که دلدار پیامی نفرستاد

دور از تو فقط طعنه خورِ مردمِ شهرم
مجنونم و یک شاعرِ دیوانه ی دل شاد

دستم به جدایی برسد، رحم ندارم
بد شد "گذرِ پوست به دبّاغ نیفتاد"

با اینکه دلم گفته مدارا کنم اما
ای داد از این دوری و از عشق تو بی داد

تلخ ست اگر دوریِ شیرین به خدا شکر
این قرعه ی عشق ست که افتاده به فرهاد.....
دیدگاه ها (۳)

.......من منتظرم صبح دل انگیز بیاید، تو بیاییسر مستی پیوسته ...

.......بوسه های من و تو رنگ تمنّا داردو نگاهت، قدِ یک فلسفه ...

.......هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانمپرم از حس دلگیری که...

@taninمثل باغی سبز در یک روز بارانی قشنگیمثل دریایی چه آرام ...

ꪑꪖ𝕣ⅈꪖꪑ :بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگ...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگرِ من خان...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگرِ من خان...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از باد ای فاتح بی لشگر من خان...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگرِ من خان...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگرِ من خان...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگر من خانه...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگر من خانه...

بی مرز تر از عشقم و بی خانه تر از بادای فاتح بی لشگر من خان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط