{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
رخسار تورا مهر جهانتاب ندارد/
این عالم ظلمت چوتو مهتاب ندارد/
کی پرده ز رخ برکشی ای گوهر امکان/
این دیده ی گریان ز غمت خواب ندارد/
ما در طلبت راه خرابات گرفتیم/
ویرانه نشین حاجت مهراب ندارد/
ما در طلب آب حیاتیم و بدانیم/
هستی چو لبت لعل چنین تاب ندارد/
گیتی شده اندر شکن موی تو پنهان/
جز موی تو ساقی دگر این زلف که دارد/
اوصاف تو ای آینه دارت همه هستی/
دریای عمیقی است که پایاب ندارد/
در وصف تو گفته است سخن حضرت دادار/
گفتن ز تو صعب است"قلم" تاب ندارد..
.
.
.
.
#نیمه_شعبان
#امام_زمان
#شعر
.
.
.
احمد عباسی
دیدگاه ها (۱)

امروز امیرِ درِ میخانه تویی توفریادرسِ ناله ی مستانه تویی تو...

دلی یا دلبری یا جان و یا جانان نمی‌دانمهمه هستی تویی فی‌الجم...

#دل نوشتهلب من سوخته از داغِ لبت، دیوانه!تکه تکه شده‌ام مثل ...

سنگ است دلم عشق علی سنگ نوشتهمی‌سوزم از این عشق چو اسفند برش...

#حجاب

➲کامنت به من سر بزن ممنوع➲✿دوش دیدم خود حکیمی تیز هوشگفتمش گ...

دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمی‌دانمهمه هستی تویی، فی‌ا...

شانه می‌زد تا به گیسوی علی، بنت اسد می‌شنید از هر سرِ مو: قل...

بدامان گلستانی شبانگاهچنین میکرد بلبل راز با ماهکه ای امید ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط