{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیر

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیر
خسته ام ، تنهاترینم ، دست هایم را بگیر
قطره قطره آب شد، دل درغمت بی تاب شد
زیر خورشید فروزان نگاهت ناگزیر

آه اگر صد سال بنشینم تماشایت کنم
من نخواهم شد زچشمان تو هرگزسیرسیر
باامید با تو ماندن ، ازتو گفتن زنده ام
بی تو من می میرم ای بالا بلند سر به زیر

بس که دنبال تو راه افتاده ام دیوانه وار
رد پایم مانده بر شن های گرم این کویری

ای دلیل ماندن من در کویرستان درد
سایه عشق خودت را ازسرمن برمگیر..
دیدگاه ها (۱)

گفتمش دل میخری پرسید چند ؟ گفتمش دل ما...

آنقــــــــــدر مـــرا با دیگـــران مـقـــــــــــایســـــه ...

بزن باران که دین را دام کردندشکار خلق و صید خام کردندبزن بار...

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

...ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، د...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، دست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط