{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیر

ای دوچشم مست تودراین حوالی بی نظیر
خسته ام ، تنهاترینم ، دست هایم را بگیر

قطره قطره آب شد، دل درغمت بی تاب شد
زیر خورشید فروزان نگاهت ناگزیر

آه اگر صد سال بنشینم تماشایت کنم
من نخواهم شد زچشمان تو هرگزسیرسیر

باامید با تو ماندن ، ازتو گفتن زنده ام
بی تو من می میرم ای بالا بلند سر به زیر

بس که دنبال تو راه افتاده ام دیوانه وار
رد پایم مانده بر شن های گرم این کویری

ای دلیل ماندن من در کویرستان درد
سایه عشق خودت را ازسرمن برمگیر..❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۳)

صدایَش را شنیدم جان گرفتمز کُفر افتادم و ایمان گرفتم ! چنان ...

برده طاقت از دلم روی مَهَت زیبای مناز شقایق ها سَری ای تک گُ...

چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم "...

عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتیبین رسیدن و نرسیدن گذاشتییک آسما...

ای دو چشم مست تو در این حوالی بی نظیرخسته ام ، تنهاترینم ، د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط