{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی را می شناسم من

زنی را می شناسم من
که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پر شور است
دو صد بیم از سفر دارد
*
زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
*
سرود عشق می خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون
امیدش در ته فرداست
*
زنی را می شناسم من
که می گوید پشیمان است
چرا دل را به او بسته
کجا او لایق آنست
*
زنی هم زیر لب گوید
گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد
چه کس موهای طفلم را
پس از من می زند شانه؟
*
زنی آبستن درد است
زنی نوزاد غم دارد
زنی می گرید و گوید
به سینه شیر کم دارد
*
زنی با تار تنهایی
لباس تور می بافد
زنی در کنج تاریکی
نماز نور می خواند
*
زنی خو کرده با زنجیر
زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست
نگاه سرد زندانبان
*
زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر
*
زنی با فقر می سازد
زنی با اشک می خوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمی داند
*
زنی واریس پایش را
زنی درد نهانش را
ز مردم می کند مخفی
که یک باره نگویندش
چه بد بختی چه بد بختی

سیمین بهبهانی
دیدگاه ها (۹)

سلام.دوستانم روزتون خوب وخوش باشه.

""ﻫﻔﺖ ﭘﻨﺪ ﻣﻮﻻﻧﺎ ""ﺩﺭ ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﺧﻄﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﺷﺐ ﺑﺎﺵﺩﺭ ﻓﺮﻭﺗﻨﯽ، ﺯﻣ...

نبسته ام به کس دلنبسته کس به من دلچو تخته پاره بر موجرهــــا...

سخن ديگر نگفتي , اي سخن پرداز خاموشمفراموشت نمي کردم , چرا ک...

زن

به یاد زنده یاد سیمین بهبهانیزنی را می شناسم منکه شوق بال و ...

زنی را می شناسم من که در یک گوشه ی خانه میان شستن و پختن در...

به یاد زنده یاد سیمین بهبهانیزنی را می شناسم منکه شوق بال و ...

به یاد زنده یاد سیمین بهبهانیزنی را می شناسم منکه شوق بال و ...

زنی را می شناسم منکه شوق بال و پر داردولی از بس که پر شور اس...

زنی را می شناسم منکه شوق بال و پر داردولی از بس که پر شور اس...

زنی را می شناسم منکه شوق بال و پر داردولی از بس که پر شور اس...

زنی را می شناسم منکه شوق بال و پر داردولی از بس که پر شور اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط