{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی را می شناسم من

زنی را می شناسم من

که در یک گوشه ی خانه

میان شستن و پختن

درون آشپزخانه

سرود عشق می خواند

نگاهش ساده و تنهاست

صدایش خسته و محزون

امیدش در ته فرداست



زنی هم زیر لب گوید

گریزانم از این خانه

ولی از خود چنین پرسد:

چه کس موهای طفلم را

پس از من می زند شانه؟



زنی آبستن درد است

زنی نوزاد غم دارد



زنی با تار تنهایی

لباس تور می بافد

زنی در کنج تاریکی

نماز نور می خواند



زنی خو کرده با زنجیر

زنی مانوس با زندان

تمام سهم او اینست

نگاه سرد زندانبان



زنی را می شناسم من....


زنی را می شناسم من

که می میرد ز یک تحقیر

ولی آواز می خواند

که این است بازی تقدیر



زنی با فقر می سازد

زنی با اشک می خوابد

زنی با حسرت و حیرت

گناهش را نمی داند



زنی واریس پایش را

زنی درد نهانش را

ز مردم می کند مخفی

که یک باره نگویندش

چه بد بختی ، چه بد بختی



زنی را می شناسم من

که شعرش بوی غم دارد

ولی می خندد و می گوید

که دنیا پیچ و خم دارد



(((((( تقدیم به همه مهر بانوان))))))....


اݪـــــــــــــــــــــــــــی
دیدگاه ها (۲۱)

زن

#تقدیم به همه مادران 🌷 زنی را می شناسم من 🌹 که در یک گوشه ...

زنی را می شناسم من که در یک گوشه خانه میان شستن و پختن درون...

این شعر زیبا تقدیم به همه مهربانوهای گرامی:زنی را می شناسم م...

و این شعر زیبا نیز ، تقدیم به. همه بانوان گرامی ویسزنی را ...

‌ و این شعر زیبا تقدیم به همه بانوان گرامی :زنی را می شناسم ...

زنی خو کرده با زنجیرزنی مانوس با زندانتمام سهم او اینستنگاه ...

و این شعر زیبا نیز ، تقدیم به. همه بانوان گرامیزنی را می شن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط