{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روباهی از شتری پرسید: «عمق این رودخانه چه اندازه است؟»

روباهی از شتری پرسید: «عمق این رودخانه چه اندازه است؟»
شتر جواب داد: «تا زانو.»
ولی وقتی روباه توی رودخانه پرید، آب از سرش هم گذشت و همین طور که دست و پا می‌زد به شتر گفت: «تو که گفتی تا زانو!»
شتر جواب داد: «بله، تا زانوی من، نه زانوی تو.»
هنگامی که از کسی مشورت می‌گیریم یا راهنمایی می‌خواهیم باید شرایط طرف مقابل و خودمان را هم در نظر بگیریم. لزوما" هر تجربه‌ای که دیگران دارند برای ما مناسب نیست.
دیدگاه ها (۶)

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۸: انفرادیجونگ‌کوک نفس عمیقی کشید، هرچند ...

پارت ۲۵ — چیزی که دیگر فقط بین خودشان نبودبعد از آن روز، حرف...

007-پنهان در مه - پارت ۷۶

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

فاصله یک لبخند تا جنون

قرار ساختگی واقعی

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت سوم: ورودِ نقاب‌دار و نگاه‌های خ...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}خیلی آروم پاکش کرد. و بعد چشماشو بست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط