آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم ، که نگو

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم ، که نگو

آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم ، که نگو

بس که دلتنگ تو ام ، از سر شب تا حالا

آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم ، که نگو

جانِ من حرف بزن!

امر بفرما !

آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...

کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست

آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...

امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!

آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو !

جانِ من زود بیا...

آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو ! .........
دیدگاه ها (۱۰)

نزدیک تو‌أم اهـلِ همین شهـر و دیارماز هـر چـه تـو را دور کن...

غمِ تو هرگز سرد نمى‌شود؛ همچون شعله‌اى که در جانِ زمان زنده ...

هر قلبی صاحبی داره و....!صاحب قلبم من تا ابد تویی....

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part75من:میخوام برم خونمونآراد:خیلی خوب میبرم...

#دلنوشت #تکست #استوری #زیبا #خاص #عاشقانه #عشقولانه#احساسی #...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط