درمنی و اینهمه ز من جدا

درمنی و اینهمه ز من جدا
با منی و دیده ات بسوی غیر
بهر من نمانده راه گفتگو
تو نشسته گرم گفتگوی غیر
غرق غم دلم به سینه میتپد
با تو بیقرار و بی توبیقرار
وای از ان دمی که بیخبر زمن
برکشی تو رخت خویش از این دیار
(فروغ)
دیدگاه ها (۵)

در منی و اینهمه زمن جدابا منی و دیده ات بسوی غیربهر من نماند...

غرق غم دلم به سینه می تپد با تو بیقرار و بی تو بیقرار و...

در منی و این همه ز من جدا.. با منی و دیده ات به سوی غیر.. به...

غرق غم دلم به سینه می‌تپد!با تو" بی‌قرار و بی تو بی‌قرار"وای...

در منی و اینهمه ز من جدابا منی و دیده ات به سوی غیربهر من نم...

با تو بی قرار و بی تو بی قراروای از آن دمی که بیخبر زمنبر کش...

در منی و این همه ز من جدا با منی ور دیده ات بسوی غیر بهر م...

غرق غم دلم به سینه می‌تپدبا تو بی‌قرار و بی تو بی‌قراروای از...

در منی و این همه ز من جدا با منی و دیده ات به سوی غیر بهر من...

جونم واسات بگه ک: در منی و این همه ز من جدا با منی و دیده ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط