{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با این دل ماتم زده آواز چه سازم

با این دل ماتم زده آواز چه سازم
بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه سازم

در کنج قفس می کشدم حسرت پرواز
با بال و پر سوخته پرواز چه سازم

گفتم که دل از مهر تو برگیرم و هیهات
با این همه افسونگری و ناز چه سازم

خونابه شد آن دل که نهانگاه غمت بود
از پرده در افتد اگر این راز چه سازم

گیرم که نهان برکشم این آه جگر سوز
با اشک تو ای دیده ی غماز چه سازم

تار دل من چشمه ی الحان خدایی ست
از دست تو ای زخمه ی ناساز چه سازم

ساز غزل سایه به دامان تو خوش بود
دو از تو من دل شده آواز چه سازم

وصی پور
دیدگاه ها (۱)

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

با این دل ماتم زده آواز چه سازمبشکسته نی ام بی لب دم ساز چه ...

با این دل ماتم زده آواز چه سازمبشکسته نی ام بی لب دمساز چه س...

با این دل ماتم زده آواز چه سازمبشڪسته نی‌ام بے لب دم ساز چه ...

نوشتم بر در و دیوار ، چشمتنوشتم با تبِ سرشار ، چشمتنوشتی از ...

در کنج قفس می کشدم حسرت پروازبا بال و پر سوخته پرواز چه سازم...

با این دل ماتم زده آواز چه سازم بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط