{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با این دل ماتم زده آواز چه سازم

با این دل ماتم زده آواز چه سازم
بشڪسته نی‌ام بے لب دم ساز چه سازم

در ڪنج قفس می‌ڪشدم حسرت پرواز
با بال و پر سوخته پرواز چه سازم

گفتم ڪه دل از مهر تو برگیرم و هیهات
با این همه افسونگرے و ناز چه سازم

خونابه شد آن دل ڪه نهانگاه غمت بود
از پرده در افتد اگر این راز چه سازم

گیرم ڪه نهان برڪشم این آه جگر سوز
با اشک تو اے دیده‌ے غماز چه سازم

تار دل من چشمه‌ے الحان خدایی‌ست
از دست تو اے زخمه ے ناساز چه سازم

ساز غزل سایه به دامان تو خوش بود
دو از تو من دل شده آواز چه سازم


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۳)

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

با این دل ماتم زده آواز چه سازمبشکسته نی ام بی لب دم ساز چه ...

با این دل ماتم زده آواز چه سازمبشکسته نی ام بی لب دم ساز چه ...

با این دل ماتم زده آواز چه سازمبشکسته نی ام بی لب دمساز چه س...

در کنج قفس می کشدم حسرت پروازبا بال و پر سوخته پرواز چه سازم...

نوشتم بر در و دیوار ، چشمتنوشتم با تبِ سرشار ، چشمتنوشتی از ...

با این دل ماتم زده آواز چه سازم بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط