روزی که فهمیدم دوسم نداره

روزی که فهمیدم دوسم نداره
 تصمیم گرفتم
بیشتر دوسش داشته باشم 
به خیال خودم با دوست داشتن میتونستم بدستش بیارم
صبح قبل از اینکه از خواب بیدار شه بیدار میشدم
و شبا بعد از اون میخوابیدم
 تا ثابت کنم مراقبشم
یادمه وقتی که فهمیده بودم
 دوسم نداره به خودم قول دادم
جای صدا کردن اسمش از کلمه های عاشقانه استفاده کنم
به خیال خودم
 با این کارا میتونستم
دلشو بدست بیارم.
بین همه ی این کارا من هروز عاشق تر میشدم
 و یادم میرفت
محبتم به کسیه که حتی تو تنهایش بهم فکر نمیکنه
روزی که رفت حرفی نداشتم
 واسه زدن چون کسی و از دست داده بودم
که مطمئن بودم
 خیلی وقته که فراموشم کرده.
فقط یه سوال از خودم داشتم
چرا سعی کرده بودم
به زور کسی و کنار خودم نگه دارم
اون روز فهمیدم
 کسی که بیشتر از خودم اذیت شده اون بود
 چون هروز مجبور بود دوست داشتن کسی و تحمل کنه که دوسش نداشت..
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به رفیق خودم آنوشا...بهش گفتم:آنوشا میخوام خودکشی کنمگ...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

پست جدید حامیمممم و انتشار موزیک فاصله🤩🤩🤩🤩کپشن:درست خاطرم‌ ن...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.6کوک:وللش .....ا.ت:باید چیکار کنم؟...

آوای شبپارت ۱۷ویو دامیانهاا من اینجا چیکار میکنم ؟ چییی انیا...

پارت ۴ (سرنوشت)

پارت ۷ویو سوهی*بعد از گذشت ۵ ساعت خوابیدن بیدار شدم و دیدم ک...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

برده عمارت جئون

True Love②⑥تهیونگ: بهتری ا/ت: آره ممنون که اجازه دادی بخوابم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط