{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Wooden doll 🍂

Wooden doll 🍂
با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگی اتاق فرود آمد .‌ عروسک چوبی در دستان مرد حالا کامل شده بود و مانند یک اثر هنری بی نقص در دستان سرد مرد میدرخشید .
ریگولوس برای لحظه ای به پارکت های رنگی مغازه خیره ماند و یادآوری صدای خنده ها و صورت شاد دخترکش مانند خنجری که آرام آرام در قلب و بر رگ هایش می‌نشست دردی عمیق را در وجودش فرا میخواند.
او پس از مدت ها عروسک چوبی بی نقصی ساخته بود اما اینبار دختر کوچکش به جای اینکه در کنار او برای اتمام این اثر هنری شادمانی کند و با ذوق عروسک را در آغوش بکشد در تابوتی کوچک به خواب عمیق فرو رفته بود .
درب مغازه باز شد و زنی شکسته با چشمانی که به خون نشسته بود بدون هیچ حرفی به مرد خیره شد ، ریگولوس چشمانش را از عروسک چوبی که در دستانش بود دزدید و به همسرش که داغدار دخترشان بود داد و لبخندی تلخ برای تظاهر به خوب بودن بر لب هایش نشست .
اشک در چشمان زن با دیدن عروسک چوبی حلقه زد و مانند هربار ریگولوس باید برای دلداری به همسرش ماسکی از دروغ بر چهره اش می‌نشاند و بر خلاف واقعیت خود را آروم نشان می‌داد .
ریگولوس با گرفتن دستان سرد همسرش زمزمه وار گفت : این عروسک رو برای دخترکوچولومون درست کردم ، به نظرت دوستش داره ؟
زن با گرفتن عروسک از دستان ریگولوس آن را به سینه اش فشرد و اشک هایش بر گونه اش سرازیر شد . تولد پنج سالگی دخترشان فرا رسیده بود اما اینبار این روز که در گذشته برایشان بسیار مقدس بود مانند کابوسی شوم در قبرستان سپری میشد .
زن در کنار قبر کوچک دخترش زانو زده بود و با گذاشت عروسک در کنار اسم دخترش با لبخندی تلخ دستی به روی سنگ سرد کشید و گفت : تولدت مبارک فرشته کوچولوم‌
با شنیدن این حرف قلب ریگولوس برای بار هزارم در هم شکست اما او باید ظاهرش را حفظ می‌کرد تا همسرش را نیز از دست ندهد .
مرد کیک کوچکی در دست داشت که همسرش برای دخترشان پخته بود و کیک با پنج شمع خاموش تزئین شده بود ، مرد در کنار همسرش زانو زد و با در آغوش کشیدن زن با او در این سوگواری عظیم همراه شد ، و این اولین تولد دخترکشان بود که خودش در آن حضور نداشت و خنده هایش زخم های والدینش را تسکین نمی‌دادند..
آری دخترکشان برای همیشه در خواب خوش فرو رفته بود اما آنها بار سنگین سوگ او را برای همیشه در قلب و جانشان حمل می‌کردند.

The end

خب چطور شد ؟ امیدوارم دوست داشته باشید
دیدگاه ها (۱۲)

و اول مهر رو به همه ی دانش اموزان سرزمینم تسلیت ارز میکنم 😭...

سلام بچه ها از اونجایی که کلا چند روز دیگه تا مدارس نمونده م...

A friend of loneliest timeP4با باز شدن در ، دراکو مستقیما ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط