𓆩 پارت ۴۴ 𓆪 🖤🥀

𓆩 پارت ۴۴ 𓆪 🖤🥀

ات با ناباوری به مرد خیره شد.

ات: منظورت چیه؟ جیمین چه چیزی رو ازم پنهون کرده؟!

مرد خندید و پاکتی رو به سمتش گرفت.

مرد: اینو بخون، بعد تصمیم بگیر هنوزم می‌خوای معشوقه‌ی مخفی پارک جیمین باشی یا نه!

ات پاکت رو باز کرد. داخلش چند عکس از دوران کودکی خودش بود؛ کنار مردی که هرگز ندیده بود.

پشت یکی از عکس‌ها نوشته شده بود:

«دختر هوانگ، وارث واقعی امپراتوری.»

ات: این... غیرممکنه!

همون لحظه صدای شلیک بلندی پیچید.

جیمین وارد انبار شد و با عصبانیت فریاد زد:

جیمین: ازش فاصله بگیر!

مرد لبخندی زد.

مرد: بالاخره اومدی، پارک جیمین! حالا وقتشه حقیقت رو بهش بگی.

جیمین به ات نگاه کرد.

جیمین: ات، لطفاً بهم اعتماد کن. هر چیزی که می‌شنوی، حقیقت کامل نیست.

ات با چشمانی پر از اشک عقب رفت.

ات: پس چرا هیچ‌وقت بهم نگفتی؟ چرا باید حقیقت زندگی خودمو از یه غریبه بشنوم؟!

جیمین خواست بهش نزدیک بشه، اما ات دستش رو بالا آورد.

ات: بهم دست نزن!

سکوت سنگینی انبار رو فرا گرفت.

مرد با خونسردی گفت:

«حالا که همه‌چیز رو می‌دونی، وقتشه بفهمی جیمین دقیقاً چه بلایی سر خانواده‌ات آورده...»

جیمین برای اولین بار رنگش پرید.

ادامه دارد... 🖤🥀
دیدگاه ها (۰)

𓆩୨୧𓆪 𝟑𝟎𝟎 𝐋𝐈𝐓𝐓𝐋𝐄 𝐒𝐓𝐀𝐑𝐒 𓆩୨୧𓆪روزی روزگاری، یه دختر بود که روی...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ⁴ 🥀━━━━━━━━━━━━━━[عمارت ک...

𓆩 🖤🤍 𓆪 ری‌اکشن BTS وقتی تصادفی همدیگه رو می‌بینیم و اونا می‌...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ² 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت سیزدهمصدای انفجار همه‌جا پیچید!ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط