نوشیدنی اشتباهی‼️💊(پارت دوم):الناز نگاش کرد:«ها😏د بخور دی

نوشیدنی اشتباهی‼️💊(پارت دوم):الناز نگاش کرد:«ها😏د بخور دیگه،میگفتی گشنمه»-😐،میخوای بالا بیارم؟😐یه ثانیه پیش دعوامون سر چی بود؟😐/-بابا بس کن حمید من یادم نمیاد دیروز شام چی درست کردم حالا بحث دعوای یه ثانیه پیشو میکنی؟،ول کن تموم شد رفت😐/-با این وضعت تو ۹۰ سالگی چطور میخوای زندگی کنی؟/خواست نوشیدنیشو بخوره دید با نوشیدنی آقاجون یکیه:«یا خدا کدومش مال من بود؟😐»-یا خدا نداره،خب اینوریه مال تو بود دیگه(سمت راستش)/-اینور که آقا خلیل نشسته بود/-چه ربطی داره مگه هر لیوانی که سمت هر کیه مال اونه/-آره/-نه😐/-بابا اصلا چه فرقی داره هیچکدوممون که دهن نزدیم به هیچکدومشون/-خب میگم اونور رو بخور بلکه دهنیه/-کورم؟نمیبینم از هیچکدومشون کم نشده؟/-خیله خب،بازم ببخشید😐چرا سر هر چیزی باهام بحث میکنی خب من چیزی نمیگم😐/-چشم اصلا اینوری رو میخورم/-آخه آب پرتقال با غذا؟/-رانیه عزیزم چه ربطی داره رانی رو با هر غذایی میشه خورد😐/-آو😑/-میخوری برا تو هم بخرم؟/-نه مرسی/خورد./-میگم ما جلوتر نریم،آخه اینا غذاشون دیرتر تموم میشه نمیرسیما هم بریم خونه مامانت هم خونه آرزو اینا(عمم)،ساعت ۱۰ شبه چجور وقت میکنیم/-۱۰ شب مگه دیره؟/-آره/-کجا دیره تو ۱۰ شب میشه ۲۰ تا جا رفت/-آها اونو تو میری،من باید لباس بچه هارم بپوشونم مثل تو نیستم که یه تنبون بشم پام راه بیفتم برم😐/-نچ نچ نچ نچ...بشکنه این دست که نمک نداره/-نه دست من بشکنه که نمک نداره،آبمویتو بخور باهام بحث نکن😐/آقاجون اومد و نوشیدنیشو برداشت:«خب حمید جان میتونم برم؟»امی:«بله اختیار دارین بفرمایین،خیلی عذر میخوام اوردمتون تو این میز»-خواهش میکنم/رفت.یکم بعد نشون داد که همه تازه تموم شده بودن از غذا نشسته بودن داشتن حرف میزدن‌.کیان تو بغل الناز بی قراری میکرد.الناز:«حمید این نمیشینه،اینا هم هنوز نشستن دارن حرف میزنن،نریم؟»دید امی دستشو گذاشته رو سرش و پایین اورده./:«الو؟»-چی؟با من بودی؟😕/-آره،چته تو چرا اینجوری میکنی،سرت درد میکنه دوباره؟😐/-نه بابا،چی خوردم مگه...معدم دوباره درد میکنه حالت تهوع گرفتم/-یا خدا باز این شروع کرد،هی میگم نرو باشگاه/-بس کن دیگه الناز😑حوصلم خرابه دیگه خراب ترش نکن که/-آره...بسه...جوابمو نمیدی؟/-چی شده خب؟/-کیانو نمیبینی یه جا نمیشینه؟/حنانه گوشی دستش بود:«بریم خونمون🙁»-مامان اینا پاشن میریم نمی‌بینی مگه همشون فاز حرف زدن گرفتن/-فاز یعنی چی؟/-هیچی مامان ولش کن،تو هم از اینور😑/امی:«خب قربونت برم من چیکار کنم آخه،پاشیم بریمم بی ادبی میشه آخه/-وا،چرا بی ادبی بشه،اینا بی ادبی میکنن،دیگه مارو میبینن که بچه تو بغلم نمیشینه حداقل میتونن بگن شما پاشو برو اذیت میشی😐/-خب پاشو خودمون بریم😑/
دیدگاه ها (۷)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part78بعد تقریبا دوساعت و نیم بازی خسته به ات...

انتقام یا عشق

یون: آره جذابی تو کی هستیلولا: اممم خببب خواهر ناتنی ته هستم...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

پارت ۵- خب همه چی اوکیه + واو ...چرا اینجا دو خوابه هست ؟- ر...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

سلام....خوبین؟چخبرا؟(جواب بدین😑)میخوام درباره یک پیزی حرف بز...

وقتی مریض بودی ولی …

پارت ۵۶ جنگل خوشگله۳ اره۶ چرا نمیری دنبال امگات بگردی؟۳ ه......

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط