البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل
رسانه های همسو با دشمن باشید
• سخنی که خدا به مقصد رساند •
چند وقت پیش، در یکی از سخنرانیهایم دربارهی «نفوذ» و بسترهای آن صحبت میکردم.
از این گفتم که دشمن همیشه از درِ دشمنی وارد نمیشود؛ گاهی فقط یک بستر میسازد، چند روایت متناقض در آن میریزد و منتظر میماند تا خودمان، ناخواسته، ادامهی نقشهاش را کامل کنیم.
گفتم فضای مجازی، اگر مراقب نباشیم، میتواند به جای آنکه ما را آگاهتر کند، ذهنمان را خسته و آشفته کند؛ مخصوصاً وقتی انقلابیها به جای همافزایی، ساعتها علیه یکدیگر مینویسند و میگویند.
همانجا یک پیشنهاد ساده کردم:
بعضی کانالها را حذف کنید.
نه از سر بیخبری؛
از سر مراقبت.
هر چیزی که وارد ذهن ما میشود، بالاخره جایی در فکر و قضاوت ما مینشیند.
صحبت تمام شد و من هم از آن گذشتم.
تا اینکه چند هفته بعد، پیامی از یکی از مخاطبانم رسید.
نوشته بود:
«خانم دکتر، آن صحبت شما هنوز در ذهنم مانده بود. با خودم گفتم شاید حق با شما باشد. رفتم ببینم چند کانال خبری را دنبال میکنم... دیدم نزدیک ۱۵۰ کانال!»
بعد نوشته بود:
«هر کدام یک خبر میگفتند و من، بیآنکه بفهمم، هر روز زیر بمباران خبر و تحلیل بودم.»
نشسته بود و کانالها را یکییکی مرور کرده بود.
حدود ۹۰ کانال را حذف کرده بود.
و نوشته بود:
«الان فقط کانالهایی را دنبال میکنم که محتوای درست و آموزشهای کاربردی دارند. باور کنید خیلی از نظر روحی آرامتر شدهام.»
پیام را که خواندم، لحظهای مکث کردم.
با خودم گفتم:
پس آن حرف، بیاثر نمانده بود.
گاهی آدم فکر میکند برای دفاع از انقلاب و ولایت باید کار بزرگی انجام دهد؛ اما شاید همیشه اینطور نباشد.
گاهی یک تذکر صادقانه،
یک جملهی بهموقع،
یا یک هشدار از سر دلسوزی،
میتواند مسیر نگاه یک انسان را تغییر دهد.
و این، برای من معنای دیگری از اخلاص بود:
اینکه حرفت را برای خدا بزنی، نه برای دیدهشدن؛
بگویی و بگذری، اما اگر خدا خواست، همان حرف کوچک را در دل کسی بنشاند.
دفاع از انقلاب فقط در میدان شعار نیست.
گاهی دفاع از ولایت یعنی ذهنمان را اسیر هر روایتی نکنیم.
گاهی دفاع از نظام یعنی هر خبری را بیبررسی منتشر نکنیم.
گاهی انقلابیگری یعنی : به جای آنکه در زمین اختلافی که دشمن ساخته بازی کنیم، مراقب باشیم خودمان بستر نفوذ او نشویم.
آن روز خدا را شکر کردم؛
نه برای اینکه سخن من اثر کرده بود؛
برای اینکه فهمیدم شاید بتوانم، حتی با یک جمله، چراغ کوچکی در ذهن یک نفر روشن کنم.
و شاید همین چراغ کوچک،
روزی راه چند نفر دیگر را هم روشن کند.
شاید رسالت ما همیشه تغییر دادن جهان نباشد؛
گاهی کافی است یک نفر را از میان این همه هیاهو، به آرامش و حقیقت نزدیکتر کنیم.
💢 همسنگر ما در رسانه باشید 👇🏻
🔸️ @M_masoumiasl
• سخنی که خدا به مقصد رساند •
چند وقت پیش، در یکی از سخنرانیهایم دربارهی «نفوذ» و بسترهای آن صحبت میکردم.
از این گفتم که دشمن همیشه از درِ دشمنی وارد نمیشود؛ گاهی فقط یک بستر میسازد، چند روایت متناقض در آن میریزد و منتظر میماند تا خودمان، ناخواسته، ادامهی نقشهاش را کامل کنیم.
گفتم فضای مجازی، اگر مراقب نباشیم، میتواند به جای آنکه ما را آگاهتر کند، ذهنمان را خسته و آشفته کند؛ مخصوصاً وقتی انقلابیها به جای همافزایی، ساعتها علیه یکدیگر مینویسند و میگویند.
همانجا یک پیشنهاد ساده کردم:
بعضی کانالها را حذف کنید.
نه از سر بیخبری؛
از سر مراقبت.
هر چیزی که وارد ذهن ما میشود، بالاخره جایی در فکر و قضاوت ما مینشیند.
صحبت تمام شد و من هم از آن گذشتم.
تا اینکه چند هفته بعد، پیامی از یکی از مخاطبانم رسید.
نوشته بود:
«خانم دکتر، آن صحبت شما هنوز در ذهنم مانده بود. با خودم گفتم شاید حق با شما باشد. رفتم ببینم چند کانال خبری را دنبال میکنم... دیدم نزدیک ۱۵۰ کانال!»
بعد نوشته بود:
«هر کدام یک خبر میگفتند و من، بیآنکه بفهمم، هر روز زیر بمباران خبر و تحلیل بودم.»
نشسته بود و کانالها را یکییکی مرور کرده بود.
حدود ۹۰ کانال را حذف کرده بود.
و نوشته بود:
«الان فقط کانالهایی را دنبال میکنم که محتوای درست و آموزشهای کاربردی دارند. باور کنید خیلی از نظر روحی آرامتر شدهام.»
پیام را که خواندم، لحظهای مکث کردم.
با خودم گفتم:
پس آن حرف، بیاثر نمانده بود.
گاهی آدم فکر میکند برای دفاع از انقلاب و ولایت باید کار بزرگی انجام دهد؛ اما شاید همیشه اینطور نباشد.
گاهی یک تذکر صادقانه،
یک جملهی بهموقع،
یا یک هشدار از سر دلسوزی،
میتواند مسیر نگاه یک انسان را تغییر دهد.
و این، برای من معنای دیگری از اخلاص بود:
اینکه حرفت را برای خدا بزنی، نه برای دیدهشدن؛
بگویی و بگذری، اما اگر خدا خواست، همان حرف کوچک را در دل کسی بنشاند.
دفاع از انقلاب فقط در میدان شعار نیست.
گاهی دفاع از ولایت یعنی ذهنمان را اسیر هر روایتی نکنیم.
گاهی دفاع از نظام یعنی هر خبری را بیبررسی منتشر نکنیم.
گاهی انقلابیگری یعنی : به جای آنکه در زمین اختلافی که دشمن ساخته بازی کنیم، مراقب باشیم خودمان بستر نفوذ او نشویم.
آن روز خدا را شکر کردم؛
نه برای اینکه سخن من اثر کرده بود؛
برای اینکه فهمیدم شاید بتوانم، حتی با یک جمله، چراغ کوچکی در ذهن یک نفر روشن کنم.
و شاید همین چراغ کوچک،
روزی راه چند نفر دیگر را هم روشن کند.
شاید رسالت ما همیشه تغییر دادن جهان نباشد؛
گاهی کافی است یک نفر را از میان این همه هیاهو، به آرامش و حقیقت نزدیکتر کنیم.
💢 همسنگر ما در رسانه باشید 👇🏻
🔸️ @M_masoumiasl
- ۲۴.۶k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط