{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

شبی در خلوتم مویِ خدا را شانه می‌کردم
برایش درد دل از بارِ رویِ شانه می‌کردم
به او می‌گفتم و همراه من آهسته می‌بارید
شکایت از جهانی با خدا بیگانه می‌کردم
نگو کفر است می‌گویم که گاهی کفر ایمان است
اگر می‌شد، عبادت گاه را میخانه می‌کردم
به جای سجده بر محرابِ سردِ سنگِ مسجدها
هزاران بوسه را نذرِ لبِ پیمانه می‌کردم
دلم سیر است از این نسخه‌های اشک درمانی
خیابان را فضای، رقصِ سرمستانه می‌کردم
به جای آتش‌اَفروزی برای خانمان سوزی
کمی اندیشه بر، این خانه‌ی ویرانه می‌کردم
به خونِ لاله‌ های پرپرِ آبادی‌ ام سوگند
که دستِ داس‌ها را قطع، از گلخانه می‌کردم
اگر دست منِ دیوانه را با غم نمی‌بستند
جهان را با غزل مثلِ خودم دیوانه می‌کردم
دیدگاه ها (۰)

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

به یادتونیم هنوز🖤«به نام خدا من ژینا امینی هستم»، «بچه‌ها نخ...

Eight

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط