- یه استادِ باحال داشتیم ؛

- یه استادِ باحال داشتیم ؛
یه روز یکی از پسرایِ کلاس ازش سوال کرد :
چطور بهش بگم دوستش دارم ?!
جواب داد : چشم ها فریاد میزنن . .
اگه از چشمات نفهمید یا چشمایِ تو مشکل داره ،
یا طرفت خیلی گاوه !
کلاس از خندهِ رفت رو هوا پسره از جاش بلند شد
و روبه رویِ دختره وایستاد و گفت :
‹ خوب به چشمام نگاه کن فاطمه !
این جفت تیله هایِ مشکی داد نمیزنن که . .
جونمم برات میدم خانوم : )!'♥️'🗞 ›
#تکس 🙂😂
دیدگاه ها (۱۴)

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇16ویو هویج:چند روز از ورود لی یان به ...

یه‌ استاد‌‌ باحال‌ داشتیم،یه‌ روز یکی‌ از پسرا‌‌ سوال‌ کرد‌ ...

±یه‌ استاد‌‌ باحال‌ داشتیم،یه‌ روز یکی‌ از پسرا‌‌ سوال‌ کرد‌...

وقتی‌ازوایبِ‌قشنگ‌میگم:🥲🤍'!±یه‌استاد‌‌باحال‌داشتیم،یه‌روزیکی...

یه‌استاد‌‌باحال‌داشتیمیه‌روزیکی‌ازپسرا‌‌سوال‌کرد‌ازش:"چطور‌ب...

یه‌ استاد باحال‌ داشتیم‌ یه‌ روز‌ ازش‌ سوال‌ شد:چطور‌نشون‌ ب...

مورد داشتیم پسره میخواسته از ایست بازرسی حرم رد بشه بهش گیر ...

مورد داشتیم پسره میخواسته از ایست بازرسی حرم رد بشه بهش گیر ...

خون رنگی (پارت ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط