یه‌ استاد‌‌ باحال‌ داشتیم،

یه‌ استاد‌‌ باحال‌ داشتیم،
یه‌ روز یکی‌ از پسرا‌‌ سوال‌ کرد‌ ازش:
"چطور‌ بهش‌ بگم‌ دوسش‌ دارم؟"
جواب‌ داد: "چشم‌ها فریاد میزنن ..
اگه‌ از چشات‌ نفهمید، یا‌ چشمای‌ تو
مشکل‌ داره‌ یا‌ طرفت‌ خیلی‌ گاوه!"
کلاس‌ از خنده‌ رفت‌ رو هوا
پسره‌ از جاش‌ بلند شد‌
و روبه‌روی‌‌‌ دختره‌ وایستاد‌ و گفت:
"خوب‌ به‌ چشمام‌ نگاه‌ کن‌ غـزل ..
این‌ جفت‌ تیله‌های‌ مشکی‌ داد نمیزنن‌ که
‌جونمم‌ برات‌ میدم‌ خانوم؟ :))

²⁷فروردین ماه ¹⁴⁰¹

#KAF_M.i.M
#no_Kopi🚫
#M.I
دیدگاه ها (۰)

±یه‌ استاد‌‌ باحال‌ داشتیم،یه‌ روز یکی‌ از پسرا‌‌ سوال‌ کرد‌...

- یه استادِ باحال داشتیم ؛یه روز یکی از پسرایِ کلاس ازش سوال...

یه‌استاد‌‌باحال‌داشتیمیه‌روزیکی‌ازپسرا‌‌سوال‌کرد‌ازش:"چطور‌ب...

وقتی‌ازوایبِ‌قشنگ‌میگم:🥲🤍'!±یه‌استاد‌‌باحال‌داشتیم،یه‌روزیکی...

رمان دریای چشمات

I can be myself with himPart⁸⁰دم گوش جیمین گفتم:-چرا دوستت ا...

رمان دختری به نام مروارید(20)صدف با شیطنت گفت:-سمانه جون مهم...

#پارت139وار کشیدن موهام...دنبال کیوان راه افتادم سمت ته سالن...

قست سی ام فن یا انتی فنلوهان بکی امیلی رو توی بغ...

#part69#رهانیم ساعتی گذشته بود ولی شکیب هنوز نیومده بود، معل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط