ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ی ما را
#سعـــــــدی
دیدگاه ها (۱)

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارابه وصلِ خود دوایی کن دل...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو... 🕊️✨و اندر دل آتش ...

دیوانه ی  محبت  جانانه ام  هـنوزدست  از دلم  بدار که دیوانه ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

عاشقانه های شبنم

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط