کاش یک دفعه، فقط یک بار.... عاشق میشدی

کاش یک دفعه، فقط یک بار.... عاشق میشدی
با خبر از اشک و آه و بغض و هق هق میشدی

یاد دارم پــیـــش تر، وِردِ زبانت عشــــق بود
کاش تنها لحظه ای، مانندِ سابــــق میشدی

...

قاصدک بودم.... درونِ گردبادی گم شدم
آه اگرمیشد!!!..... کمی بــــاد موافق میشدی

نازنینِ شهرِ آیینه بگو.... آخر چرا؟؟؟؟؟
با همه خندان... مرا آیینه ی دق میشدی

تا شقـــــــایـــــــق هست...... باید زندگی کرد و نَمُــرد
مُــردَم اما کاش، می ماندی...... "شقـایـــق" میشدی




"امیر جان دل"
دیدگاه ها (۵)

در چشم خود در چشم تووقتی که عاشق میشوم آیینه ای صادق که چون ...

دیگر آن دیوانهٔ بی تاب سابق نیستمتوبه کردم از گناهِ عشق! عاش...

دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستمتوبه کردم از گناه عشق،! عا...

دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستمتوبه کردم از گناه عشق،! عا...

دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستمتوبه کردم از گناه عشق ! عا...

. دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستمتوبه کردم از گناه عشق،! ...

دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستمتوبه کردم از گناه عشق،! عا...

دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستمتوبه کردم از گناه عشق،! عا...

دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستمتوبه کردم از گناه عشق،! عا...

من حدیث دل نا آرام دلارامم را ، مینویسم هر روز!!با کمی ذوق ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط