{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردک پست که عمری نمک حیدر خورد

مردک پست که عمری نمک حیدر خورد

نعره زد بر سر مادر به غرورم برخورد

ایستادم به نوک پنجه ی پا اما حیف

دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد

هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم

نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد

آه زینب تو ندیدی! به خدا من دیدم

مادرم خورد به دیوار ولی با سر خورد

سیلی محکم او چشم مرا تار نمود

مادر از من دوسه تا سیلی محکمتر خورد

حسن ازغصه سرش را به زمین زد، غش کرد

باز زینب غم یک مرثیه ی دیگر خورد

قصه ی کوچه عجیب است مهاجر اما

وای از آن لحظه که زهرا لگدی از در خورد
دیدگاه ها (۶)

فیک : بین راندها

⚓⃝Łøɍđ øf ŧħɇ sɇȺ᭄𓆝ܔ "فرمانروای دریا" 𝒄𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝟏𝟐。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄...

اون همونطور که با ولع لبت رو می خورد تو رو به دیوار چسبوند و...

پارت: 15 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سینی نقره‌ای تو دست‌هام ط...

مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره زد بر سر مادر به غرورم بر...

مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره زد بر سر مادر به غرورم بر...

مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره زد بر سر مادر به غرورم بر...

مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره زد بر سر مادر به غرورم بر...

مردک پست که عمری نمک حیدر خوردنعره زد بر سر مادر به غرورم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط