{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"چند شات‍ے "

"چند شات‍ے "
ورژن : 𝓣𝓪𝓮𝓱𝔂𝓾𝓷𝓰

رفتم تو دستشویی به صورتم آب زدم و کشون کشون خودمو رسوندم به پشت دیوار مدرسه اشک های روی گونه هام می‌ریخت

دستمو روی قبلم فشار دادم و بلند بلند گریه میکردم
پاهامو بغل کرده بودم....
گناهم چـی بود که باید میشستم شبیه یه عقده ای بهش نگاه کنم وقتی که به توجهش نیاز دارم اما اون بهم توجهی نمیکنه

سرمو توی بغلم فرو بردم و به گریه کردن ادامه میدادم

کـه صدای عربـــده امد
بدنم یــ ه‍ لرزش خفیفی گرفت واز ترس سرمو آوردم بالا
به دور بر نگاه کردم دیدم چندتا پسر دارن با هم دعوا میکنن

یــکی شون منو دید آمد سمتم و پشت سرش
چنتا دیگه شون هم آمدن
آمد محکم موهامو گرفت کشید چسبوند به دیوار قبلم تو سینم میکوبید جونی برای جیغ زدن یــا کمک خواستم نداشتم

پسر :
"اینجا چه گوهی میخوری هااا
نکنه آمدی چقولی ما رو پیش مدیر کنی هاااا"


ا. ت
" نــ نــــه. بـــخدا " با گریــــه

پسر:
"خـــفــــه شــــــــــو "

محکم پرتم کرد توی دیوار احساس کردم کمرت خورد شد
دستش رو مشت کرد و درست زد تو قفسه ی سینم سمت قلــــبـــم

قلــبـم ،، قلــبـم رو حس نمیکنم
افتادم رو زمین انگـــار که داشتم جون میدادم...


یکدفعه پسره پرت شد دو متــــر اون ور تر
اما دیگه چیزی نفهمیدم...

ادامه دارد...
کـــامـــنـــتــــ؟؟
دیدگاه ها (۲۰)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 189♡⁠。⁠)⁩داد زد...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 131・⁠]⁠ᕗباز صدای در...اینبار...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

پارت بیست‌وهفتم [فصل اول] | روز سرنوشت‌ساز 🎤🌸صبح روز ارائه.....

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part45میخواست ازم فاصله بگیره کهمحکم بغلش کرد...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟎𝟎جونگکوک به تهیونگ نزدیک شد و از بازوش...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

I can be myself with himPart⁸⁶ساعت دو نصفه شب بود..تقریبا طر...

چندپارتی دراکو.(درخواستی)تو مرگخوار شدی ولی بهم نگفتی.وقتی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط