{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابرهابغض کرده اند چه بغض سنگینی

ابرهابغض کرده اند چه بغض سنگینی
که راه نفس های آسمان مسدودشدخبرازباران نیست..
ابرها آبستن بغضی کهنه. آسمان آبستن لحظه های ابری
خبرازرعدی نیست..
باد درکوچه ‍‍‍‍بس کوچه های شهرسربی برسه میزند
یاس سربه زیرگوشه حیاط
ملتمس به ابرها می نگرد
ازنگاه ملتمس رعد می غرد ابرمیبارد
شبنم نازباعشوه در خاکریز گونه یاس می غلتد

بادمیخواندازاین باریدن یاس می رقصد
ناگهان ابرآبستن بغض کهنه می نالدیاس می ماند ازرقصیدن ابرمیگوید آخرین برگ سفرنامه باران این است که زمین چرکین است.
دیدگاه ها (۴)

ابرهابغض کرده اند چه بغض سنگینی که راه نفس های آسمان مسدودشد...

این روزها که می‌گذرد احساس می‌کنم که روح سبز شبنم عاطفه در ل...

شقایق محمدی شاعر افغانستانی

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

«گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است اما چه سود، حاصل گل‌های پرپر...

فکت باشه?!

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

isfad ;)!

ولی رویا به مظلومانه ترین حالت ممکن از دنیا رفت ;)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط