{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتي هنوز به دنيا نيومديم،در ماه هاي اخر دوران جنيني،ساخت

وقتي هنوز به دنيا نيومديم،در ماه هاي اخر دوران جنيني،ساختار مغز انقدر تكامل پيدا مي كند كه نوزاد مي تواند دركي از محيط پيرامون خود را داشته باشد و در ناخوداگاهش هك كند.همه ي ما قبل از تولد تصويري مبهم و زيبا از يكي رابطه ي بي نظير و فرا زميني در ناخوداگاهمون داريم و در رحم مادر اوج امنيت و اتصال را تجربه مي كنيم.بهترين لحظه هاي زندگي ما كه شايد هرگز به صورت خوداگاه به يادش نياريم همين ارتباط بي نظيراست.مادر تمام سلول هايش مراقب ماست ،قلب ما با قلب او مي تپد از او تغذيه مي كنيم در اوج امنيت هستيم و در حقيقت عشق اصيل و واقعي و يكي بودن را تجربه مي كنيم اما ناگهان از اين ارامش و اتصال كنده مي شويم،بند ناف را جدا مي كنند و به دو انسان جدا تبديل مي شويم و اين اغاز تنهايي ماست.... اولين زخمي كه همه ي انسان ها در زندگيشون تجربه مي كنند رنج و زخم اين جداييست جايي كه اتصال از بين مي رود و تنهايي را با تمام وجود حس مي كنند ...و ما تا اخر عمر در جستجوي چشيدن دوباره ي  ان حس عميق و ناب هستيم، به دنبال يكي شدن .. اما اين كجا و آن كجا....
پدرم کاش کنارم بودی در روز تولدم ، خیلی دلتنگتم ولی همیشه در قلب منی

پ.ن: باتشکر از دوست عزیزم ساره جان تقوی برای ادیت زیبات مرسی به یادم بودی
#HappyBirthday
دیدگاه ها (۱)

امروز فقط یک روز معمولی از سال نیست؛ امروز روز تولد کسی است ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵لیویا ويو... از آین...

#طو درونت یه روح آبی داری مثل آبی آسمونی با رگه های طلایی رن...

« به انتظار آمدنت »به انتظار شنیدن صدایت ، در تب و تاب شنیدن...

لحظه ای دراز بکش به هیچ چیزی فکر نکن نسیم خنکی صورتت را نواز...

در هزارتوی تنهایی دنیایی که انسانهایش سرشار از حس درد و دوری...

شب آرامی بود......................می روم در ایوان ، تا بپرسم...

زندگی ، راز بزرگی ست ........شب آرامی بودمی روم در ایوان ، ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط