حس بچه‌ای رو دارم که تو همهمه بازار چادر مادرشو محکم گرفت

حس بچه‌ای رو دارم که تو همهمه بازار چادر مادرشو محکم گرفته تا گم نشه، اما وقتی وسط راه مادرشو صدا میزنه، زنی که به سمت صدا برمیگرده مادرش نیست...😔
دیدگاه ها (۱)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌بودن تو برای زندگے من واجبه؛‌ ‌‌موندنت و ...

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

سناریو*درخواستی*وقتی خوابیدی ولی بجای اونا بالش رو بغل کردی:...

😍ترکی چت کردن منو ببین🥰اونم با اجیم که خودش ترکه🔥😍@eli8170‌ ...

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۹

https://wisgoon.com/jounkookjk-vتو رو که دیدم🥹 فهمیدم بعضی آ...

سناریو استری کیدز

https://wisgoon.com/jounkookjk-v چجوری همش توضیح بدم بگم بهت...

پارت ۴: از استیجِ رؤیاها تا قلبِ هایب!اون شبِ کنسرت، اصلاً ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط