{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش تا دل میگرفت و میشکست

کاش تا دل میگرفت و میشکست
دوست می آمد کنارش می نشست!

کاش میشد روی هر رنگین کمان
می نوشتم "مهربان "با من بمان!!!

کاش می شد قلب ها آباد بود
کینه و غم ها به دست باد بود

کاش می شد دل فراموشی نداشت
نم نم باران هم آغوشی نداشت

کاش می شد کاش های زندگی
تا شود در پشت قاب بندگی

کاش میشد کاش ها مهمان شوند
درمیان غصه ها پنهان شوند

کاش می شد آسمان غمگین نبود
رد پای کینه ها رنگین نبود
نیما یوشیج
دیدگاه ها (۱)

معلم با صدایی بلند گفت:بچه ها دفترهای دیکته تون روی میز.پسر ...

ﻧﮕﻮ: ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺰﺍﺣﻤﺘﺎﻥ ﺷﺪﻡ !ﺑﮕﻮ: ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿ...

آدمهای مهربان در مقابل خوبی های یک طرفه شان هرگز احساس حماقت...

همدیگر را یافتن ...هنر نیست....هنر این است ...که همدیگر را گ...

لب از لب باز نکرد. دلش نمی‌خواست الان چیزی بگه. نه حالا که ی...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تادل میگرفت و میشکست دوست می امد کنارش می نشستکاش روی هر...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط