{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش تادل میگرفت و میشکست دوست می امد کنارش می نشست

کاش تادل میگرفت و میشکست دوست می امد کنارش می نشست

کاش روی هررنگین کمان می نوشتم مهربان بامن بمان

کاش میشد قلب ها اباد بود کینه و غم به دست باد بود

کاش میشد دل فراموشی نداشت نم نم باران هم اغوشی نداشت

کاش میشد کاش های زندگی تاشودپشت قاب های بندگی

کاش میشد کاش ها مهمان شوند درمیان قصه ها پنهان شوند
کاش میشد اسمان غمگین نبود رد پای کینه ها رنگین نبود
دیدگاه ها (۴)

به طراوت باراننه به زلالی چشمه هانه تورا به پاکی خدایی که ست...

دل ادما شیشه نیست که روی اون (ها)کنیم بعدروی اون قلب بکشیم و...

کفش ها چه عاشقانه هایی باهم دارندیکی گم شود دیگری محکوم به ا...

وقتی پیش توام یه ادم دیگموقتی تو بامنی من تویه عالم دیگم

«رایحه پنهان»جونگکوک از اینکه پسر بدون هیچ اعتراضی همون‌جا ا...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تا دل میگرفت و میشکست …دوست می آمد کنارش می نشست …کاش می...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

کاش تا دل میگرفت و میشکستدوست می آمد کنارش می نشست!کاش میشد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط