‍ نه شبها سرما را از من دور کردی

‍ نه شبها سرما را از من دور کردی
و نه روزها دلگرمم ......
نه شاخه گلی از تو رسیده لابلای کتابهایم
نه عطری از تو به مشامم ......
نه دستهایت را با من آشنا کردی
و نه حتی، یک فنجان چای را با من صرف .....
.
اما
اما من آنچنان دوستت دارم
اما من آنچنان دوستت خواهم داشت
که سالهایی دور از حالا
فرزندانت
نوه هایت
در کتابهاشان
عجایب را
هشتگانه خواهند خواند ...........
دیدگاه ها (۵۵)

گفتم گیرنده ای بالاتر از حروف سراغ ندارم . خیره در چشمانم گف...

"یکی از همین روزهای سرد آذرماه"-چقدر کم حرف شدی+حوصله ندارم-...

بدون کامنت = حرام ال حرام پارت ۳۶ بدون کامنت حرام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط