{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و میخوایم بخوابیم خودمونو توی بغلشون جا میدیم و میگیم«خجالت میکشم(با لحن کیوت)»مال یونگی طولانی تر باشه لطفا
ا.ت ویو 🎀
سلام من ا.تم ۲۲ سالمه ۳ ساله با شوگا تو رابطم شوگا دیشب نیومد بخاطر ماموریتش امشب میاد
من سریع بیدار شدم کارای شخصی انجام دادم رفتم خونه رو مرتب کردم صبحانه خوردم و نشستم فیلم دیدم
شوگا ویو 🛐
دیشب نرفتم خونه ماموریت داشتم وقتی ماموریت تموم شد خیلی خسته بودم فقط دوست داشتم زود تر برسم ا.ت بغل بوس کنم
ساعت ۸ بود ک رسیدم ..
دیدگاه ها (۲)

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

سناریو درخواستی

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

《برادره ناتنیم 》(پارت ۳)ویو ا/تو لباس خدمتکارو تن کردم رفتم ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

پارت. 27

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط