{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و میخوایم بخوابیم خودمونو توی بغلشون جا میدیم و میگیم«خجالت میکشم(با لحن کیوت)»مال یونگی طولانی تر باشه لطفا:
ا.ت سینی گذاشت رو پاش
چند مین بعد
آ.ت : بریم بخوابیم ؟
شوگا: بری کوچولو
﴿رفتن رو تخت ﴾
ا.ت : شوگا فردا بریم خرید ؟
شوگا : حتما کوچولو
ا.ت :یا ب من نگو کوچولو
شوگا : اوکی بیبی چطوره
ا.ت خودشو تو بغل شوگا جا داد
ا.ت : با نگو خجالت میکشم
پایان درخواستی
دیدگاه ها (۱)

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

سناریو درخواستی

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

stolen

P15وقتی از رینو خداحافظی کرد داشت سمت مخالف می‌رفت که کنارش ...

My Boy❄

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم --------Part26

سلام به دخترای خودم یادتونه گفتم خوب بشم ۳ تا پارت هدیه میزا...

#دوست_پسر_شیطون_من part: 9ویو صبح نابی : هیونجین چون وسایلش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط