تو مرد اجتماعی پیراهن آجری

تو مرد اجتماعی پیراهن آجری
من دختری خجالتی و سرد و چادری
من دختری خجالتی در حوالی ات
دارم کلافه می شوم از بیخیالی ات
ترسیده ام از این همه محبوب بودنت
با دختران دور و برم خوب بودنت
با من شبیه خواهر خود حرف میزنی
من خسته ام از این همه داداش ناتنی
با گیره ای که روسریم را گرفته است
دنیا مسیر دلبریم را گرفته است
با من قدم بزن کمی از این مسیر را
با خود ببر حواس من سر به زیر را
صعب العبود قله ی خود خواه زندگیم
ای نام کوچکت غم دلخواه زندگیم
تبعید می شوم به تو در شب نخوابی ام
با تو درست مثل زن انقلابی ام
آرام در مقابل من ایستاده ای
بر هم زده است نظم مرا اخم ساده ای
بیرحمی است با تو زنی همقدم شود
تا دختری خجالتی از جمع کم شود
باید که از حوالی قلبم بکاهمت
با حفظ حد فاصل شرعی بخواهمت
در من جهنمی است که از سر به راهی است
دنیای من بدون تو یک حرف واهی است
(بدون مخاطب...) ^ـ^
#من_شعر_دوست_دارم
دیدگاه ها (۵)

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

@nphotography

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

🖤 OBSESSION وسواس | پارت اول: معامله‌ای که نباید انجام می‌شد...

زیبای کوچک فریبکار

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

.. تو مرد اجتماعی پیراهن آجریمن دختری خجالتی و سرد و چادریمن...

تو مرد اجتماعی پیراهن آجریمن دختری خجالتی و سردو چادریمن دخت...

تو مرد اجتماعی پیراهن آجریمن دختری خجالتی و سردو چادریمن دخت...

تو مرد اجتماعی پیراهن آجری, من دختری خجالتی و سردو چادری, ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط