{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من

تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من
من آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورم


تو مثل ماهِ برکه ای ...و من غریق مست شب
دوباره تو ..دوباره من..شناوری ..شناورم
#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۵)

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

تمام شببا تبریبر اندوه من می‌کوفتخواب اما آمد وسنگ‌های خونین...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

گویی تو از رقصِ خیال و سپیده‌ی صبح آمده‌ای،و دست‌هایت، همان ...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط