{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرچه شایسته‌ ی هرگونه ملامت هستم

گرچه شایسته‌ ی هرگونه ملامت هستم
میهمان تو در این ماه کرامت هستم
دور ماندن ز غمت عاقبتش دربه‌ دری‌ ست
بر سر کوی تو دنبال اقامت هستم
از سزاواری من نیست مرا می‌بخشی
شرمسار کرم و لطف و مرامت هستم
دل بیمار از آن شد که ز تو دور افتاد
تا که نزدیک تو هستم به سلامت هستم
نکند از من و بهبودی من نومیدی
که به هنگام دعا غرق کسالت هستم
یا که شاید نکند از نظرت افتادم
دیدی از بس که چنین در پی غفلت هستم
بهره‌ مند از نفس اهل عبادت نشدم
بس که محروم ز اصحاب سعادت هستم
من خودم دردسر خویش شدم میدانم
من خودم باعث این خاری و ذلت هستم
رمضان است ولی باز ز خود می‌ پرسم
این من هستم که سر کوی تو دعوت هستم؟
کرم فاطمه گر حشر نگیرد دستم
پیش چشم همه رسوای قیامت هستم
اگر‌ آقای خراسان نرسد بر دادم
در بر ساحت تو غرق خجالت هستم
من دلم گرم حسین است ، مرا می‌ بخشی
به گل فاطمه محتاج شفاعت هستم
دیدگاه ها (۵)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

_خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام و قدرت نور امام زمان عجل الل...

دیدار باتو (part 2)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش اول_ناز کُنی، نَظر کُنی، ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط