{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا پاییزِ من! در بیت های شعر من غوغاست

بیا پاییزِ من! در بیت های شعر من غوغاست
برای وصف تو امشب میان واژه ها دعواست

بیا پاییز! پیدایت کنم در لابلای شعر
بیا چرخی بزن، بزم غزلخوانی ما برپاست

دلم آواره در اندوه حسرت بار دیروز است
دلم شیدای بغضِ کهنه ی تنهایی فرداست

شبی کابوس هایم را برایت گفتم و دیدی
که در خواب عمیقم غصه ی یک دردِ ناپیداست

نمی خواهم؛ برو با آن هزار ویک شب تلخت
فقط اینجا به ظاهر قصه های عاشقی زیباست

و من فهمیده ام در روزهای آتشین درد
دل بی صاحبم زندانی یک خواهش بیجاست

غزل گفتم... غزل گفتم.... جهان فهمید؛ اما تو
نفهمیدی که عاکف اینهمه این روزها تنهاست
دیدگاه ها (۲)

بار سنگینی ز غم بر شانه دارم سالهاستدر میان آ...

گاه بارانی و می باری و گاه، رقص ِ پُرشور ِ نسیمم میشویگاه گن...

ای همهء قرار من...زخمهء زخم تار من خیز زجا نگار من...بی تو ه...

بوسه ای نابم بده شرم و عذابش مال منگرچه بدنامی شود نام خرابش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط