یا امام هشتم دلتنگتم دلم که تنگ که میگویم چاره ایی جز گری
یا امام هشتم دلتنگتم دلم که تنگ که میگویم چاره ایی جز گریه کردن ندارم دلم برای ایوان وگنبد طلاییت و صحنت تنگ شده باراول که امدم گریه زیادت کردم برای تمام داشته هاونداشته هاییم کاش یکی بود میگفت غصه نخوریا تا اخرش باهاتم کواون ادم کاش کاش نزدیکت بود هر روز مثل پارسال اولین بار م بود هر روز وهرشب کنار حرمت نملز میخوندم گریه میکردم دعا میکردم برای سلامتی ظهور اقاامام زمان وتمام دختران وپسران و خوشحالی دل پدر مادرهای برای شادی امواتم مخصوصا پدر عزیزم بازم میگم به من بینوا وفقیر کمک کن تا دوباره بتونم واسه دومین بار بیام حرمت ...کاش حال هر روز این روز هایم رو میفهیمیدی خدایا چقدر بی پدری سخته چقدر سخته کاش بود بغلم میکرد میگفت دخترم غصه نخوریا تا اخر دنیا باهاتم غصه هات مال من وقتی نگاه به بچه های داداشم و ابجیم میکنم که یه پشتوانه دارن ولی من هیچکسو ندارم هیچکس یا امام هشتم کمکم کن تا با سربلندی بتونم عفت حجابمو توجامعه بالا ببرم دلم تنگ پنجره فولادت هست که برای دوستان عزیزم دعا کروم دعا کردم خوشحال باشن دعاکروم برای گشاییش کارهمه دختر وپسرها اونایی که عاشقن و اونایی که توکارشون مشکل دارن امام هشتم کمکم کن گره افتاده تو کارم کاش کاش کسی متوجه این حرفای دلمون میشد شرمنده دوستان امشبم مثل هرشب دلم بدجور گرفته بود حرفای دلم بود شرمنده حلالم کنین باگریه و شلوای محلی نوشتم
- ۳.۴k
- ۱۸ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط